روزهای آخر اسفند

خدا

این روزهای اسفند چه تند می روند.

من که دوست ندارم اسفند تمام شود.

که یلدا را بیشتر از سال تحویل دوست دارم.

اصلا سال من با شب یلدا تحویل می شود.

که سال تحویل قلبم را فشار میدهد.

و با خواندن مقلب القلوب دلم زار زار گریه می خواهد.

راستی عزیز جان!

امسال چندمین عیدی ست که از لای قرآن عیدی هایت را در نمی آوری.

لعنت به سال نویی که تو را برد.

.

.

.

طفلکی آیناز امسال سال نو مامانش پیشش نیست چه سال تحویل سختی داره دختر عمه ی عزیزم.

.

مثلا خونه تکونی کردم همین حالا که دارم اینا رو می نویسم آقا پسر عزیزم یه بمب منفجر کردن وسط خونهابرو.

امروزم به پدرش زنگ زده اونم چه جوری عکس باباش رو گوشی دیده هی روش با انگشت زده تا شماره باباش اومده و بعدم زده رو اسپیکر فقط یهو شنیدم از اون ور خط یک عدد آقای همسر هی الو الو میگهیول

/ 1 نظر / 8 بازدید
لبخند

ماها خيليييي خونه تكوني برامون معناييي نداره منم مثلا هفته پيش خونه تكوني كرذم اشپزخونه رو الان بايد بيايي ببيني??