آغاز سال 93

خدا

سال 93 خیلی خوب برام شروع شد گفته بودم تصمیم داشتم شمال نرم.

خب بعد از سال تحویل و خوردن سبزی پلو و ماهی و گرفتن عیدی راهی شدیم فرودگاه امام برای استقبال از عمه ی بزرگم که بعد از سالها از کانادا می یومد.

اونجا آرزو کردم که به زودی به استقبال داداشم و خانواده ش بیام.

خلاصه سال تحویل با تمام بغضی که برام داشت خوب شروع شد و با دیدن عمه هام هم تکمیل شد اول فروردین هم از صبح تا شب در حال عید دیدنی و عیدی گرفتن بودیم تا که حمید اصرار کرد که بریم شمال و عمه ها رو هم با خودمون ببریم.

خلاصه به اصرار حمید راضی شدم ساک رو ببندم و اونم 11 شب با عمه کوچیکم هم تماس گرفتم که منتظرم بمونن تا بریم دنبالشون.

خلاصه صبح زود رفتیم دنبالشون خونه دختر عمم نزدیک تجریش هست.

اذان صبح رفتیم امام زاده صالح و رفتیم آش فروشی سیدمهدی که آش نداشت و حلیم خوردیم تا به حال صبح به اون زودی تجریش نرفته بودم خیلی خوب بود باید یه بار دیگه برم.

خلاصه راهی شدیم به طرف شمال خیلی سفر خوبی بود و هوا هم یار بود و کلی خوش گذشت تو هفت روزی که شمال بودم خیلی خوش گذشت و حمید هم حسابی سنگ تموم گذاشت.

تو پست بعدی عکسهای قشنگی می زارم.

امیدوارم شما هم سال خوبی رو شروع کرده باشید.

/ 5 نظر / 21 بازدید

[گل]

آفرين

[گل]

سيندخت

چه کار خوبي کردين... فک نميکردم اون موقع صبح باز باشه، ما هم وسوسه شديم بريم حليم خوري :)

الناز

خوب کاری کردی رفتی.هیچ چیز به اندازه بودن کنار خانواده لذت بخش نیست. عیدتون مبارک.