دختر دریا

خدا

سیامک برام کلیپ دختردریا پرواز همای رو فرستاده بدجوری دلم گرفت غمگین بود یاد ناز خاتون افتادم،خدا رحمتش کنه پیرزن دوست داشتنی خونه ی پدربزرگ بود دریا باهاش نامردی کرد تنها پسرش رو ازش گرفت بعدم یاد این نوشته حمید افتادم.

 اینم کلیپ  البته به زبان گیلکی هست.

 

خلاصه داستان:

ریحان برای نجات بزغاله کوچکش به داخل آبهای خروشان رودخانه میفتد .بزغاله نجات پیدا میکند اما ریحان در آب غرق میشود و آب او را به دریا میبرد.خانواده و اهالی روستا هرچه به دنبال او می گردند اثری از او پیدا نمی کنند و ریحان از آن پس به افسانه دختر دریا تبدیل می شود.مادر ریحان ۵۰سال است که هرروز کنار ساحل میاید و از دریا میخواهد که دخترش را برگرداند و چون هرگز جسم بی جان دخترش را ندیده است ، باور دارد که ریحان هنوز زنده است.

 

___

مثل دخترکی خردسال کنار دریا می ایستاد ، روسریش را به طرف من پرت می کرد و خرمن گیسوان پرپشتش را به باد می داد. باد در گیسوانش چنگ می انداخت و آنها را نوازش می کرد ... خودش می گفت اینجوری باد را به بند می کشم . طوفان را به بازی می گیرم ! مرغان دریایی را اسیر خود می کنم .... اما دریغ که باد هیچگاه به بند نمی آید !
تمام دلخوشیم این بود که کنار ساحل بنشینم و به بازی باد و گیسوانش خیره شوم و به خنده هایش که نشان از سرخوشی و سرزندگی داشت... همینطور که با باد بازی می کرد ، نیم نگاهی به من می انداخت و با لبخند همیشگی اش می گفت: بیا با باد بازی کنیم قبل از اینکه باد ما را با خود ببرد ! و من که بلند به او می گفتم : هنوز وقت به باد رفتن ما نشده است، مواظب باش تا باد گیره از گیسوانت ندزدد !
بعد که از بازی با باد خسته می شد، می آمد و کنارم می نشست و موهایش را روی صورتش پخش می کرد . لبهایش را غنچه می کرد و با نازی دلبرانه می گفت : اگر می خواهی صورتم را ببینی ، این سیاهی ها را کنار بزن ! گیسوان بلند و سیاهش را که در دست می گرفتم ، انگار دنیا در مشتم بود ... دنیا با همه ی سیاهی هایش! 
عاشق بازی بود ... با همه چیز بازی می کرد ، دنیا را بازی گرفته بود ولی دنیا و دریا آنقدر مهربان نبودند که جوانمردانه بازی کنند ... 
روزی به دریا زد و باد او را برد ...

***

چند سالی می شود که وقتی باد می آید ؛ روبرویش می ایستم و از لابلای پرچین گریه ها می گویم : باد بیقرار ؛ در مسیرت ترانه ی یک دختر گم شده ی مظنون به عاشقی را نشنیده ای ؟ 

... و همیشه سکوت ؛ تنها جواب باد در این سالیان بی ترانه است ...

/ 1 نظر / 28 بازدید
مریم

چقدر کلیپش غمگین بود منو یاد روزبه انداخت.