.::. ماه ِ مون .::.

خدا

نه خواب بودم نه بیدار، با تو حرف می زدم، به یاد گذشته، دانشگاه، دلتنگی ها، غروب، دریا، یادش بخیر مرجان!(گفتم فردا که بشود حتما زنگ می زنم)

.

امروز وقتی صدایت را شنیدم، دلم برایت تنگ تر شد، برای چشمای سبزت، کلامت،و ...

 صدایت هنوز هم مهربان است، راست می گویند: دوست هرچی قدیمی تر بهتر!

قدیمی من!

یادت می آید آنروز درست دم کلاس شماره ٢٠ از من پرسیدی چه چیز مرا بیشتر از هر چیز دیگری آزار می دهد؟

گفتم نگاههای بیخود، نگاه های هرزه، کلامهای بیخود...اینکه دل ت نگاهی را بخواهد که نیست، که نبود،که ...

 

سکوتی کردی و بعد گفتی: شاید بی ربط باشد ولی گوش کن:

میان لحظه هایی که تمامی رنگ غم دارد

دلم با هر که گر باشد، تو را ای خوب کم دارد

چه بی لطف است صحبتها، تبسمهای بی مورد

نگاه بی دلیلی که هر آنکس دَم به دَم دارد

کسی را می شناسی که پر از فخر است می بینی

پشیزی هم نمی ارزد هر آنچه زیر و بم دارد

به یاد تو که می افتم دلم بدجور می گیرد

و تنها یادگار تو دو چشمانی که نم دارد

همیشه در خیالاتم، تو را تفسیر می کردم

من و تو باغهایی که، نمایی رو به هم دارد

نمی خواهی بدانم که تو را «از دست خواهم داد»

زحرفت خوب می فهمم که بوی می روم دارد.

.

تازه سروده بودی اش و من اولین کسی بودم که برایم خواندی،چه ذوقی کرده بودم، بارها بارها لب دریا و موقع نگاه کردن به غروب خواسته بودم برایم از شعرهایت بخوانی.

.

حالا بیش از ٨ سال از آن روزها گذشته دست زمانه خواست در یک شهر باشیم ولی دور از هم، لعنت به این فاصله های زمانی و ترافیک و کار و کار و کار دارم ها ...

امروز بود می گفتم: اینقدر خودمان را گرفتار کار و زندگی کرده ایم که وقتی برای خود باقی نمانده همان خودی که گاهی اوقات دلش میخواهد با دوستان قدیمی بنشیند و شعر بخواند و حرفهای خوبِ خوب بزند و باز شعر بخواند.

مرجان!

همیشه میگفتی دوست را باید اول امتحان کرد و بعد انتخاب. دیر به حرفت رسیدم .می گفتی به کسی که خیلی راحت از دیگری حرف می آورد نباید اعتماد کرد.

.

دیدم، چه بد هم دیدم. کسی که راحت، خیلی راحت پشت سر کسی حرف میزد و حالا تمام آن حرفها یادش رفته. قدیمی ها راست می گفتند: دروغگو کم حافظه است.

اما اینرا هم خوب می دانم با تمام سادگیم خدایی دارم که  نمی گذارد حقی ناحق شود و آن خورشیدی که هنوز نیمه اش پشت ابر مانده روزی رخ نمایی خواهد کرد.

حالا آنروز میخواد قیامت باشد.

.

خلاصه کلام دوست قدیمی و ناب من به خاطر تمام مهربانی هایت، وفاداری هایت، دوست بودن هایت، به خاطر بودن هایت ممنون.

.

پ.ن: عنوان مطلب هم یکی از شعرهای دوستم بود.

بر سرزمین دلم موج نگاهت نشستنی ست

از چشمهای تو چه بگویم، نگفتنی ست

نوشته شده در شنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸۸ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

Design By :
تحلیل آمار سایت و وبلاگ