.::. ماه ِ مون .::.

خدا

نوشته بودی :

 

"پرنده ی بی بال یک پرنده است" .....

 

و حتی بدون پرواز هم اوج همان اوج است و رهایی همان رهایی . آزادی پرواز توست خارج از وجود واسطه ای چون بال .

 

انسان ! رها باش و چشمانت را غریبانه روی هم بگذار و بدون واسطه ای مادی پرواز کن ، پرواز کن به جایی که عاری از خلوت نگاه های حسرت آلود توست .

 

آزادی را دریاب که پر از معرفت و روشنایی است . انسان ! روح بلند تو اوج را می طلبد ، نور معنوی یک پرواز را می جوید .جوینده ی عشق باش ای فرزند آدم ! برس به بلندی اندیشه هنگامی که از روی دریا می گذری .

 

لطافت موج های دریا را حس کن که چه آشنا می نوازند آهنگ ترانه ی زندگی تو را ؟

 

انسان ! این سرود تو را جلا نمی دهد هنگامی که روی ماسه های همیشه خیس ساحل سرنوشت پا می گذاری ؟ زمانی که موسیقی امید نواخته می شود ، بهار را احساس کن که در وجود تو ارمغان عشق می شود .

 

آیا آزادی دور دست دریا ها را دیده ای که نظاره اش قلب آزاد تو را می خواهد ؟

 

نرسیدن به اوج ، درد بی بالی تو نیست دلی قریب می خواهد از جنس روشنایی ماه

، دلی که تو بارها در طلبش بیراهه ها پیمودی - آیا این فلسفه ی زندگی نیست که هنر پرواز را بدون بال بیافرینی ؟

 

اما من به تکرار می گویم که" پرنده ی بی بال یک پرنده است " و این به تو بستگی دارد که بالهای پروازت را در ورای آزادی اندیشه هایت جستجو کنی یا در این کویر مملو از سراب .....

 

پ.ن:آرشیو

.

 

سالها پیش بود که گفتم گاهی فقط من می مانم و تو!

یادت هست؟

هست!

حالا باز هم من ماندم و تو. یکی می گفت در بدترین شرایط او می ماند.

.

*یکی می گفت:برف بیشتر از این که سرد باشد تنهاست، تنها...

نوشته شده در شنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸۸ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

Design By :
تحلیل آمار سایت و وبلاگ