.::. ماه ِ مون .::.

یا خدا

چه خوبه باز بنویسم نه؟

نوشته شده در دوشنبه ۸ آذر ۱۳٩٥ساعت ٤:٢۱ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

 

کتابهای خوب

 https://telegram.me/joinchat/Av6E-T3hKMDUjy6gr7OAFQ

نوشته شده در دوشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٥ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

یا خدا

 

بزار طوفان بگیره

ما کم خطر نکردیم...

نوشته شده در شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٤ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

یا خدا

 

سلام

دوستای خوبم امیدوارم عید بهتون خوش گذشته باشه.

منکه رفتم خونه ی پدری و کلی بهمون خوش گذشت.

راستش وقتی می بینم هنوز اینجا بازدید کننده داره خوشحالم و خواستم بگم این روزا حس وبلاگی نویسی دیگه ندارم و فکر نکنم تا دو ماه آینده چیزی بنویسم.

فقط خواستم بگم.

پاینده باشید.

نوشته شده در جمعه ٢۱ فروردین ۱۳٩٤ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

یا خدا

 

یادش به خیر مجرد که بودم فیلم زیاد نگاه می کردم یه کلوپ هم نزدیک محل کارم بود که ازش فیلم می گرفتم و شبها تو تختم فیلم می زاشتم و می دیدم یه دی وی دی پلیر داشتم که خیلی خوب بود خدا رحمتش کنه.البته گاهی هم مانیتور کامپیوترم رو می چرخوندم سمت تختم. یادش به خیر.

یکی از فیلمهایی که خیلی خیلی دوستش داشتم خداحافظ رفیق بود.

موسیقی فیلم و دیالوگهاش رو دوست داشتم.

اینم یه لینک از لالایی ش 

نوشته شده در شنبه ٩ اسفند ۱۳٩۳ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

یا خدا

 

نوشته شده در شنبه ٢ اسفند ۱۳٩۳ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

یا خدا

 

 

 

فصل لبو که میشه حتماً درست میکنم و خیلی هم تو زمستون مزه میده خوردنش.

من علاوه بر خود لبو عاشق رنگش هم هستم.

سالهای قبل آب لبو رو فریز می کردم و نگه می داشتم برای رنگ خامه و دسر و رنگ دادن به برنج برای تزئین استفاده میکردم.

امسال لبو رو حلقه حلقه کردم و گذاشتم رو بخاری خشک شد بعد آسیاب کردم خب نگهداریش راحت تر هست و هر وقت نیاز داشتم می تونم مثل زعفران دم کنم و از رنگش استفاده کنم.

هنوز فصلش تموم نشده شما هم امتحان کنید.

نوشته شده در چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳٩۳ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در سه‌شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۳ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

یا خدا

 

انتظار سخت است حالا میخواهد برای هرچیزی باشد.

حتی درست کردن شیرینی و اینکه کی بشود از فر درش بیاوری.

درست کردن شیرینی پاپاتیا تجربه جالبی بود.به نظر من درست کردن شیرینی کمی صبر آدم را بالا می برد برای منی که این روزا کمی از صبرم و حوصله ام کم شده.

تمرین خوبی بود.

 

دستورش را می توانید از وبلاگ هانی شف بردارید.

.

پ.ن:از اینکه امیررضا پسرم دست پخت مادرش را پسندید بسی خوشحالممممممم.

نوشته شده در یکشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

یا خدا

 

کیک درست کردن و شیرینی درست کردن رو دوست دارم.دیروز با تغییر یه دستور خوب کیکم تبدیل شد به یه کیک نسکافه ای خوش عطر و خوش رنگ.

که البته با تزیین امیررضا خوشمزه تر شد.

برای روش گاناش یکم درست کردم که گفت مامان نریز منم زیاد نریختم یه چهارتا شکولات سنگی روش گذاشتم که خودش رفت و اومد یکی اضافه کرد منم چیزی نگفتم تا کارش انجام بده.

بچه م ظرف نخود چی و کشمش هم دم دست بود یه دونه نخود هم برای تزیین گذاشته.

عاشق خلاقیتهاش هستم.

دیشبم موقع خواب از آسمون یه چیزایی چید و خورد فکر کنم ستاره بود.

شکمش ستاره بارون شده بود لبخند

نوشته شده در شنبه ٤ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

یا خدا

 

شب شده بر حسب عادت میخواهم اخبار را بخوانم همه جا جنگ همه جا کشتار،قتل

غارت.کشتن.

خدایا خبرهای خوب کجای دنیا زندانی شده.

صفحه ی اخبار را می بندم آلبوم جدید احسان را دانلود میکنم بد نبود شعرها پر از ناامیدی و متنشان غمگین اما خب ذات غم پرست بشر دوست دارد این غم را.

.

دلم آهنگ گل یاس بنیامین را خواست.

گوشش می دهم

.

دلم تنگه واسه عطر گل یاس

گمونم هرچی دلتنگی تو دنیاست

میون سینه ی من خونه کرده

گل یاسم گل یاسم گل یاس

.

آخ از گل یاس.

.

این روزها میشه کلی نوشت و پاک کرد.

 

.

هیچکی قدر گل یاس و ندونست

گل یاس میخواست بمونه ،نتونست

دیر شده فایده نداره التماس

گل یاسم گل یاسم گل یاس …

 

.

پ.ن:این سری که گذرم خورد به رسانه های تصویری آلبوم احسان خواجه امیری رو می خرم به هر حال برای آلبوم زحمت کشیده شده.

نوشته شده در چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۳ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

یا خدا

 

این نوشته طارمه خیلی به دلم نشست.

.

گاهی اگر دعایت مستجاب نشد؛ برو و گوشه ای بنشین.

زانوهایت را بغل بگیر و یک دل سیر گریه کن.

شاید لازم باشد میان گریه هایت بگویی:

اللّهُمَّ اغفِر لِیَ الذُّنوبَ الَّتی تَحبِسُ الدُّعا

خدایا ! ببخش آن گناهانم را که دعایم را حبس کرده است.

نوشته شده در دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

یا خدا

دیشب داشتم فکر می کردم وقتی یه چیزی میشه مثلا امیر می یوفته سرش جایی میخوره.

یا تصادف کوچیکی میشه یا هر اتفاق دیگه من میگم یا خدا!

از این به بعد هم بالای هر نوشته ای می نویسم یا خدا.

هفته قبل هفته ی سختی بود.

مریضی امیر مریضی خودم بستری بودن یکی از بستگان نزدیک تو بیمارستان و طول کشیدن برای مرخص شدنش.

.

دکتر رفتم میگه حساسیت هست آخه به چی من که نه آلرژی داشتم نه حساسیت الانم مد شده میگم آلودگی هوا.

بچه م امیر سرفه ولش نمی کنه.

اینهمه تو سرمای شمال رفت لب دریا آب بازی کرد تو اون سوز سرما مریض نشد تو این شهر لعنتی یه بار رفت بیرون یه هفته است درگیر دوا و درمونشم.

.

یکمی خسته هستم روحی و جسمی دلم یه خونه میخواد که پنجره ش یا به دریا وا شه یا کوه .

دلم میخواد پنجره رو باز کنم نفس بکشم.

دلم نفس کشیدن میخواد.

تهران دوستت ندارم.منُ ببخش که دوستت ندارم.شاید یه روزی تونستیم همدیگرو رو دوست داشته باشیم.

 

نوشته شده در شنبه ٢٧ دی ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

خدا

 

اون ور دنیا داری درد می کشی و میگی آخ خدا جیگرم داره می سوزه.

این ور دنیا ما هستیم و با دیدن عکسات میگیم آخ که خدا جیگرمون داره می سوزه.

دووم بیار عزیزم.

دووم بیار قشنگم.

تو خوب میشی.

منتظر دیدنت هستیم.

.

.

.

بعضی ها نفسشون گرمِ که دعاهاشون مستجابِ.

برای خاطره ی من دختر عموی عزیزم دعا کنید.

نوشته شده در چهارشنبه ۱٧ دی ۱۳٩۳ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

خدا

  

 
 
می خواهم آبش را بگیرم و داخل سالاد بریزم ولی قبلش نارنج را می بوسم چرا که دستان مهربان پدرم آنرا چیده.
 
 
نوشته شده در شنبه ۱۳ دی ۱۳٩۳ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

خدا

 

شمالیها یه ظرف دارن که اصلش با گل رس درست میشه و بهش گمج میگن.

که غذاهای محلی تو این ظرف خیلی خوشمزه میشه.

چندسال پیش من رو یکی از اینا نون درست کردم که به خاطر نابلد بودن کمی شعله گاز رو زیاد کردم و ظرفم ترک خورد که حالا تبدیل به گلدون شده.

.

خیلی دلم میخواست یکی دیگه بخرم تا اینکه وقتی یه سر ستاره شمال رفته بودیم از یه مغازه دار با تجربه خریدم.

آقای فروشنده اینقدر خوب در موردش توضیح می داد که آدم دلش میخواست هی ازش سوال بپرسه.

وقتی به آقای فروشنده گفتم ظرف قبلیم شکست بهم گفت دفعه بعد یه آجر رو چند تیکه کنم و زیر ظرف بزارم تا ظرف فاصله اش از شعله بیشتر بشه که البته شنیدم تجریش پایه فلزیش پیدا میشه حالا باید یه روز فرصت کنم برم.

بعدش بهم یه ظرف دیگه رو نشون داد که برای نون پختن بهتره و اصلا هم نباید با آب بشورمش اگر میخوام دوامش زیاد باشه برام.

توی این ظرف می تونم عدس و برنج هم تفت بدم و روش هم می تونم نون بپزم.

برای خورشت درست کردن هم یه ظرف دیگه خریدم.که بهم گفت برای اینکه دوامش بیشتر بشه بیست و چهار ساعت تو آب سرد بزارمش.

که اندازه ش یه مرغی و دو مرغی هست که من سایز کوچیکش رو خریدم.

که البته غذا بدون آب اصلا نباید توش درست بشه.

آقای فروشنده به قدری خوش اخلاق بود و دانسته هاش رو در اختیار می زاشت که دفعه دیگه حتما دوباره یه سر به مغازه ش می زنم.

.

اینم از گَمَج لبخند

نوشته شده در چهارشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

خدا

 

چندروزی میشد که ذهنم درگیر حرفهایی بود که دلم میخواست به یک نفر بزنم.

اما می دیدم سکوت فعلا بهتر است.

وقتی وبلاگ خاتون بانو را دیدم انگار سخن از زبان حال دل من گفته بود.

از آدم های مذهب نمای جانماز آب بکش که مهار زبانشان دست اهریمن است ، همه بدشان می آید و من هم البته.

و اضافه می کنم که دم از حق الناس می زنند و انقدر توهم پاک بودن و مقدس بودن برشان داشته که فکر می کنند دیگری هیچ حقی ندارد.

.

خدایا به راه راستمان هدایت کن.

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۳ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ توسط نظرات () |

خدا

 

خانه را عطر قرمه سبزی برداشته.

سبزی اش را مادرم سرخ کرده با عشق.

خانه ام چه بوی خوبی می دهد.

.

پسر قشنگم مشغول نقاشی است یک دفتر پر نقاشی کشیده هر از گاهی هم برای من توضیح میدهد و میگوید مامان ببین چه خشگله.

.

خدایا شکرت برای همه چیز.

نوشته شده در یکشنبه ٧ دی ۱۳٩۳ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

خدا

 

تسبیح یکی از چیزهایی است که بسیار مورد علاقه من است.

یک زمانی تابلویی درست کرده بودم از تسبیح هایم که خیلی زیاد بود و الان فقط چندتایی ش جلوی چشمهایم است.

.

سهم من از سوغاتی کربلا یک تسبیح شرف شمس شد که خیلی دوستش دارم.

نوشته شده در یکشنبه ٧ دی ۱۳٩۳ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

خدا

 

سرمست از آمدن مسافرم بودم که خبر رسید پدربزرگ برای همیشه رفته.

از مسافرتهای اینطوری متنفرم.که جاده شمال بشود طولانی ترین جاده دنیا.

پدربزرگ به حساب شناسنامه اش ۹۵سال عمر کرد این سالهای اخیر دیگر من را نمی شناخت اما منکه او را می شناختم.

.

حالا دیگر من هستم و مرور خاطرات.

.

روحش شاد و آرام.

نوشته شده در شنبه ٦ دی ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

Design By :
تحلیل آمار سایت و وبلاگ